معرفی کتاب

معرفی کتاب صورتت را بشور دختر جان اثری از ریچل هالیس

صورتت را بشور دخترجان

صورتت را بشور دختر جان: در این مقاله از سایت کتاب سراج می خواهیم درمورد یکی از بهترین کتاب های روانشناسی که تا به امروز طرفداران زیادی داشته و فروش نسبتا خوبی را به خود اختصاص داده است، صورتت را بشور دختر جان می باشد. این کتاب که در زمینه روانشناسی نوشته شده است تا به امروز توانسته زندگی بسیاری از دختران این سرزمین را تغییر دهد.

صورتت را بشور دختر جان، نمونه ای از بهترین کتاب هایی است که برای دختران نوشته شده است. این کتاب یکی از بهترین نوشته های ریچل هالیس می باشد. یکی از بزرگ ترین مشکلاتی که برای همه دختران و خانم ها وجود دارد این است که نمی توانند به خوبی با محیط اطراف خود ارتباط بگیرند. در ادامه می خواهیم در مورد این کتاب به صورت کامل برای شما توضیح دهیم.

معرفی کتاب صورتت را بشور دختر جان

یکی از مهم ترین نکاتی که نویسنده در این کتاب به آن اشاره می کند، درمورد دروغ هایی است که زنان و دختران به آن گوش می دهند. باور داشتن این دروغ ها می تواند به زندگی شما دختران آسیب برساند و شما را از مسیری که هستید و چیزی که قرار است به آن برسید دور کند. این کتاب به شما یاد می دهد که چگونه از حرف هایی که درموردتان گفته می شود دوری کنید.

اگر به اطراف خود نگاه کنید می بینید که دروغ ها و حرف های بسیار زیادی درمورد شما توسط اطراف مختلفی زده می شود و همین موضوع می تواند به شما تا حد زیادی آسیب وارد کند. در این کتاب شما با داستان های متفاوتی روبه رو خواهید بود و خواهید توانست به واقعیت هایی که درمورد شما وجود دارد برسید.

اگر زمانی را صرف خواندن این کتاب کرده باشید، حتما با داستان های عجیب، شرم آور، ناراحت کننده و دیوانه واری روبه رو خواهید شد که حتی ممکن است از به زبان آوردن آن شرم داشته باشید. داستان هایی که به وفور درمورد زنان و دختران گفته می شود و این درحالی است که هیچ یک از آنها هیچ واقعیتی ندارد، البته تا زمانی که شما خودتان آن ها را باور نداشته باشید.

اگر می خواهید بار دیگر شروع به زندگی کنید و سبک زندگی خود را تا جایی که می توانید تغییر دهید، پیشنهاد می کنیم از این همه دروغی که برای شما گفته می شود، دوری کنید و فقط و فقط به خودتان فکر کنید. اجازه ندهید افکار دیگران شما را در تصمیم گیری دچار تردید کند. قطعا تصمیماتی که شما می گیرید، درست است پس به خودتان شک نداشته باشید.

در کتاب صورتت را بشور دختر جان، شما با یک سری سوالات، جواب ها، حرف ها، مسئله ها و دروغ هایی روبه رو خواهید شد که به اجبار آن ها را باور کرده اید. مثلا اینکه من به اندازه کافی خوب نیستم، من باید از جایی که هستم جلوتر باشم، از فردا شروع می کنم و… همه اینا حرف هایی است که ما روزی صد بار در طول روز با خود تکرار می کنیم و این یعنی شکست.

معرفی کتاب صورتت را بشور دختر جان اثری از ریچل هالیسریچل هالیس نویسنده کتاب صورتت را بشور دختر جان

ریچل هالیس، یکی از بهترین و محبوب ترین نویسندگانی است که این روزها با کتاب خودت باش دختر شناخته شده است. او بیشتر کتاب های خود را در زمینه روانشناسی و اغلب برای دختران می نویسند و سعی می کند، نا امیدی ها را از آن ها دور کند. مهم ترین مسئله ای که برای این نویسنده اهمیت دارد، باورهایی است که دختران دارند.

به اعتقاد ریچل هالیس، هیچ دختری نمی تواند بد باشد و یا امید نداشته باشد، تمام دختران ارزش دارند و این ارزش بسته به خودشان و باورهای درست و غلطشان می باشد. اگر میخواهید بهترین زندگی را در کنار خانواده خود داشته باشید و بیشترین پیشرفت را کنید، توصیه می کنیم این کتاب را برای مطالعه انتخاب کنید.

تمام نوشته ها و حرف هایی که در این کتاب به آن اشاره شده است، از زبان دختری است که خودش همه آن ها را درک کرده و میداند که باید چگونه رفتار کند. این کتاب به عنوان یکی از بهترین کتاب هایی است که ریچل هالیس از خودش منتشر کرده است. از جمله دیگر کتاب هایی که می توانیم به آن اشاره کنیم به شرح زیر است:

  • خودت باش دختر
  • دست از عذرخواهی بردار
  • شرمنده نباش دختر

بخشی از کتاب صورتت را بشور دختر جان

وقتی واقعاً چیزی را می‌خواهید، راهی را پیدا خواهید کرد. ولی وقتی واقعاً چیزی را نمی‌خواهید، بهانه‌ای پیدا می‌کنید. ناخودآگاه‌تان چطور فرق بین آن چیزی که می‌خواهید و آنچه تظاهر می‌کنید می‌خواهید را می‌فهمد؟ به تاریخچه‌ی چگونگی رویارویی شما با چیزهای مشابه در گذشته نگاه می‌اندازد. آیا سر قولتان مانده‌اید؟ وقتی تصمیم می‌گیرید کاری انجام دهید، آن را به اتمام می‌رسانید؟ وقتی به مشکلی برمی‌خوریم، به دنبال پایین‌ترین سطح استاندارد می‌گردیم و پایین‌ترین سطح استاندارد معمولاً بالاترین سطح تمرین ماست. این جمله کمی غیرمعمول به نظر می‌رسد، پس بگذارید توضیح دهم.

اگر تصمیم گرفته‌اید که امروز پنجاه کیلومتر بدوید، فکر می‌کنید بی‌توقف به ‌آسانی تا کجا پیش می‌روید؟ به بالاترین سطح تمرینتان می‌رسید. پس اگر بیش‌ترین مسافتی که به آسانی دویده‌اید شش کیلومتر باشد، در همان حول ‌و حوش به تحلیل می‌روید. مطمئناً آدرنالین شما را کمی جلوتر هم می‌برد و ذهنیت شما در این باره نیز بی‌تأثیر نیست؛ اما معمولاً بدنتان به آن حالتی بازمی‌گردد که می‌شناسد و راحتی بیش‌تری را با آن حس می‌کند.

این مسئله در مورد قول دادن به خودتان هم صدق می‌کند.

اگر برای خود هدفی بگذارید – مثلاً «می‌خام یه رمان بنویسم» یا «می‌خام ده کیلومتر بدوم» ناخودآگاه شما احتمال وقوع آن را بر پایه‌ی تجربیات پیشین می‌گذارد. بنابراین، وقتی در روز چهارم خسته می‌شوید و نمی‌خواهید بدوید، به بالاترین سطح تمرین ذهنی خود بازمی‌گردید. آخرین باری که در چنین موقعیتی قرار گرفتید، چه اتفاقی افتاد؟ آیا پافشاری کردید، عادتی ایجاد کردید و آن را به انجام رساندید؟ یا بهانه آوردید و آن را به وقت دیگری موکول کردید؟

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *