معرفی کتاب

معرفی کتاب گتسبی بزرگ اثر اسکات فیتزجرالد

گتسبی بزرگ، اسکات فیتزجرالد

معرفی کتاب گتسبی بزرگ اثر اسکات فیتزجرالد: در مطلب امروز فروشگاه کتاب آنلاین سراج بوک، قصد داریم داستان تا یکی از برترین رمان های قرن بیستم را بررسی کنیم. رمان گتسبی بزرگ (The Great Gatsby) نوشته اسکات فیتزجرالد، روایتی زیباست که در اوج هنر، پیام های خود را در قالب هوس، هرزگی، تباهی و بی قیدی که همه در ثروت و دارایی نهفته هستند؛ به مخاطب عرضه می کند.

کتاب گتسبی بزرگ، یک رمان فاخر از ادبیات کلاسیک آمریکایی است که ظاهرا داستانی در مورد یک عشق بی نتیجه یک مرد به زن است. با این حال، زمینه اصلی داستان دامنه ای بسیار بزرگ تر دارد و بخش های رمانتیک و عاشقانه رمان نیز کمی کمتر از بقیه رمان هاست. فیتزجرالد این کتاب در واقع به نقد انواع مختلفی از مضامین عدالت، قدرت، صلح، خیانت، رویای آمریکایی و از همه بیشتر تفاوت های طببقات اجتماعی پرداخته است.

 

معرفی رمان گتسبی بزرگ؛ کتابی عالی برای دوستداران رمان!

اسکات فیتزجرالد در رمان گتسبی بزرگ خاطره ای جاویدان از هوس، هرزگی و تباهی و بی قیدی را روایت می کند و معتقد است که همه این صفات، در ثروت نهفته شده اند. این داستان در نیویورک و در لانگ آیلند و در زمانی اتفاق می افتد که فیتزجرالد آن را عصر موسیقی جاز می داند. در سال 1922 که ایالات متحده دورانی از رشد و اقتصادی را پس از جنگ جهانی اول پشت سر می گذاشت. در این دوره تعداد میلیونر های آمریکایی بیشتر شده بود و یکی از این میلیونر ها هم گتسبی بود.

نیک کراوی که از اهالی غرب میانه به ساحل شرقی آمریکا نقل مکان کرده بود، همسایه گتسبی می شود. گتسبی، مردی بزرگ و ثروتمند است و به مهمانی های باشکوهش معروف است ولی کسی نمی داند که شهرت و ثروت وی از کجا آمده است. نیک ابتدا از این مهمانی های بزرگ و مجلل دل خوشی ندارد اما کم کم به یکی از مهمانان هر شب گتسبی در این مهمانی ها تبدیل می شود. تبدیل شدن نیک به یکی از مهمانان ثابت گتسبی باعث می شود که از راز بزرگ گتسبی خبردار شود. نیک متوجه می شود که گتسبی عاشق زنی شده است و این ضیافت ها را برای این برپا می کند که بالاخره معشوقش شبی، پای به منزل او بگذارد. نیک آن زن را می شناسد و تصمیم می گیرد تا درباره گذشته گتسبی پرس و جو کند و از گذشته این مرد خبردار شود تا بتواند در رساندن این دو به یک دیگر کمک کند.

در سال 2013، فیلمی با همین نام با اقتباس از رمان گتسبی بزرگ به دستان باز لورمن ساخته شد که بازیگران معروف و شناخته شده ای همچون، لئوناردو دی کاپریو، توبی مگوایر و کری مالیگان در آن بازی کرده اند. این فیلم سینمایی، در چندین بخش مختلف نامزد اسکار شد و در بخش طراحی صحنه و لباس اسکار گرفت.

در کتاب گتسبی بزرگ داستان زندگی مرسوم و جاری انسانی، روایت می شود؛ اما این کتاب درس های انسانی عمیقی به انسان داده می شود که محدودیت زمانی یا مکانی ندارد و هر کسی و در هر شرایطی، می تواند از آن درس های بزرگی بگیرد. بنابراین این رمان زیبا به تمامی علاقه مندان به کتاب و کتاب خوانی پیشنهاد می شود.

 

آشنایی با اف. اسکات فیتزجرالد؛ نویسنده آمریکایی بزرگ قرن 20

فرانسیس اسکات کِی فیتزجرالد، نویسنده رمان ها و داستان های کوتاه آمریکایی بود که در 24 سپتامبر 1896، در سینت بال، مینه سوتا و در خانواده ای کاتولیک، چشم به جهان گشود. او سال های 1898 تا 1901 را در سیراکیوز، نیویورک و سال های 1903 تا 1908 را نیز در بوفالو، واقع در نیویورک می گذراند و در همان جا نیز وارد آکادمی ناردین شد. هنگامی که پدرش از کمپانی پروکتر اند کمیل اخراج شد؛ به همراه خانواده اش مینه سوتا برگشت و در آنجا تحصیل را در آکادمی سنت پاول ادامه داد. هنگامی که 13 ساله بود، اولین رمان کارآگاهی خود را در روزنامه مدرسه چاپ کرد. کمی بعد نیز در سن 16 سالگی، برای کوتاهی د درس خواندن، از آکادمی سنت پاول اخراج شد.

فیتزجرالد در سال 1937 پس از بستن قراردادی با کمپانی رسانه ای «ام جی ام» به لس آنجلس نقل مکان کرد. در زمان کار در MGM، داستان های کوتاه و رمان های زیبایی همچون «عشق آخرین تایکون» یا «دمای هوا» را نوشت. اسکات فیتزجرالد، یکی از بهترین نویسنده های قرن 20 میلادی است که متن هایش معمولا عاری از هر گونه پیچیدگی ادبی هستند. او در عصر جاز در سال 1896 متولد شد و معمولا کتاب های خود را در این عصر نوشته. آثار وی نمایانگر عصر جاز در آمریکا هستند. آثار زیبا و شناخته شده وی عبارت اند از:

  • این سوی بهشت
  • زیبا و ملعون
  • گتسبی بزرگ
  • لطیف است شب
  • آخرین قانون
  • رویا های زمستان

 

در بخشی از کتاب «گتسبی بزرگ» میخوانیم:

داستان گتسبی جامعه طبقاتی آمریکا را روایت می کند در حالیکه با هرزگی، هوس و خوبی ها و بدی های بسیاری همراه است. این داستان بر خلاف تصور بسیاری از خوانندگان سبک رمانتیک نیست و بیشتر به جاه طلبی و زندگی رویایی مردی به نام گتسبی پرداخته شده است. در برخی قسمت های کتاب با جملات و پاراگراف های جذابی مواجه می شویم که دوست داریم بارها و بارها آن را بخوانیم. در ادامه با هم جذاب ترین قسمت های کتاب را مرور کنیم.

لابد احساس می ‌کرد که دنیای گرم گذشته را از دست داده و برای دیرزیستن با رویایی یگانه بهای گزافی پرداخته است. لابد از میان برگ‌های ترسناک به آسمانی ناآشنا نگاه می‌کرد و به خود می ‌لرزید از این‌که می ‌دید چه چیز بدقواره‌ای است گل سرخ و چه سرد است آفتاب بر چمن نورسته!

رفیق، نمی‌تونم بگم چقدر تعجب کردم وقتی دیدم عاشقش شد‌م. حتی یه مدتی امید داشتم که ولم کنه، ولی نکرد، چون خودش عاشقم شده بود. فکر می‌کرد خیلی سرم می‌شه، چون چیزهایی که من می‌دونستم فرق داشت با چیزهایی که خودش می‌دونست… خب، بله، خیلی با آرزوهام فاصله داشتم، اما لحظه به لحظه هم عاشق‌تر می‌شدم. بعد یهو دیگه هیچی برام مهم نبود. چه فایده داشت کارهای مهم بکنم وقتی می‌تونستم براش بگم چه کارهایی می‌خوام بکنم و با گفتنش بیشتر بهم خوش می‌گذشت؟

گتسبی به نـور سبز باور داشت، به آن آینده سراسر سکر و لذت که سال به سال از برابر ما بیشتر پس می‌نشیند. پس، از چنگ ما گریخته است، اما مهم نیست فـردا تندتر خواهیم دوید، دوست‌های‌مان را بیشتر خواهیم گشود  و روزی در صبحی خوش  پس همچنان می‌کوبیم، مانند قایق‌هایی خلاف جریان، و همواره به گذشته رانده می‌شویم.

در سال‌هایی که جوان‌تر و زودرنج‌تر بودم، پدرم نصیحتی به من کرد که هنوز آن را در ذهنم مرور می‌کنم. پدرم گفته بود: «هر وقت دیدی که می‌خوای از کسی ایراد بگیری فقط یادت باشه که آدم‌های دنیا همه این موقعیت‌ها رو نداشتن که تو داری.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *