معرفی کتاب

معرفی کتاب جنگل نروژی اثری از هاروکی موراکامی

معرفی کتاب جنگل نروژی

جنگل نروژی: در این مقاله از سایت کتاب سراج می خواهیم درمورد نمونه ای از بهترین کتاب های رمان برای شما توضیح دهیم. همان طور که می دانید این روزها کتاب های رمان طرفداران زیادی دارند و می توانند علاقه مندان به مطالعه کتاب را افزایش دهند. کتاب های رمان در زمینه های متنوعی نوشته می شوند و تا به الان توانسته اند، فروش خوبی را به خود اختصاص دهند. اگر به مطالعه این دسته از رمان ها علاقه مند هستید، پیشنهاد می کنیم برای خرید به سایت کتاب سراج مراجعه کنید. کتاب جنگل نروژِی به نویسندگی هاروکی موراکامی می باشد. این نویسنده توانسته تا به الان بهترین آثار خود را برای طرفداران و علاقه مندان به کتاب از خود منتشر کند.

معرفی کتاب جنگل نروژی

جنگل نروژِی، یکی از بهترین کتاب هایی است که تا به الان توانسته است، فروش خوبی را به خود اختصاص دهد. این رمان به عنوان یکی از بهترین کتاب های عاشقانه ای است که توانسته مورد استقبال افراد زیادی قرار بگیرد. این کتاب روایت کننده یک داستان عاشقانه است و درمورد بزرگ شدن، زندگی و مرگ برای مخاطبان توضیح می دهد. کتابی که درمورد عشق، احساسات، زندگی، هنر و آزادی و مسئولیت پذیری برای شما می گوید.

این کتاب در سال 2003 منتشر شد و توانست بازخورد خوبی داشته باشد. در این کتاب شما با زبان روای داستان روبه رو خواهید بود. او برای اولین بار زمانی که می خواهد وارد آلمان شود، در فرودگاه با شنیدن یک موسیقی به یاد گذشته می افتد و تمام خاطرات خود را برای خودش تداعی می کند. او در این مدت به 18 سال پیش خود باز می گردد و تمام تصاویر زندگی اش برای بار دوم برایش تداعی می شود.

شما می توانید با مطالعه این کتاب درمورد رشد ذهنی و رشدی این نویسنده و تمام اتفاقاتی که در دوران زندگی برایش رخ داده است، روبه رو شوید و با آن بهتر آشنا شوید. نامی که برای این رمان در نظر گرفته براساس یک آهنگ می باشد اگر به مطالعه رمان های عاشقانه علاقه مند هستید، می توانید این کتاب را برای خواندن استفاده کنید.

هاروکی موراکامی نویسنده کتاب جنگل نروژی

هاروکی موراکی، یکی از بهترین و برجسته ترین نویسندگانی است که تا به امروز توانسته است بهترین آثار خود را برای مخاطبان خود به چاپ برساند. شما می توانید برای خرید بهترین کتاب های رمان از این کتاب ها استفاده کنید. هاروکی موراکی در سال 1949 در ژاپن متولد شد. او تا به امروز توانسته بهترین کتاب های خود را در اختیار طرفداران خود قرار دهد.

یکی از مهم ترین دلایلی که منجر به موفقیت این نویسنده شده است، می توانیم به علاقه و استعداد او در زمینه نوشتن اشاره کنیم. این نویسنده تا به الان بهترین نوشته های خود را به چاپ رسانده است. اگر می خواهید به توانایی و استعداد این نویسنده پی ببرید، پیشنهاد می کنیم این کتاب را برای مطالعه انتخاب کنید. از جمله برترین آثار این نویسنده می توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:

  • تعقیب گوسفند وحشی
  • سرزمین عجایب و پایان جهان
  • جنگل نروژی
  • رقص رقص رقص
  • جنوب مرز، غرب خورشید
  • سرگذشت پرنده کوکی
  • دلدار اسپوتنیک

بخشی از کتاب جنگل نروژی

صاف نشستم و در حالی که مشغول تماشای ابرهای تیره ای شدم که برفراز دریای شمالی گسترده بودند، به همه ی چیزهایی فکر می کردم که در طول زندگی ام از دست داده بودم: زمانی که برای همیشه از دست رفته بود، دوستانی که مرده با ناپدید شده بودند، احساساتی که دیگر هرگز تجربه نمی کردم.

به روش خودم از یک سالی که همراهم بودی، از تو سپاسگزارم. اگر هیچ چیز دیگر را باور نمی کنی، لطفا این را باور کن. این تو نبودی که به من صدمه زدی. من خودم این کار را کردم و این چیزی است که واقعا احساس می کنم. اما در حال حاضر آماده ی دیدنت نیستم. دوست دارم تو را ببینم، ولی برای این دیدار آماده نیستم. لحظه ای که احساس کنم آماده ام، برایت می نویسم. آن زمان شاید بتوانیم یکدیگر را بهتر بشناسیم. همان طور که گفتی،شاید این کاری است که باید انجام دهیم: بهتر شناختن یکدیگر.

هجده سال گذشته بود، اما هنوز می توانستم تک تک جزئیات آن روز را در مرغزار به خاطر بیاورم. حافظه چیز مسخره ای است. زمانی که آنجا به سختی به آن توجه داشتم. هرگز فکر نکردم که آن لحظه، اثری دراز مدت روی من خواهد گذاشت. قطعاً تصورش را هم نمی کردم که هجده سال بعد، آن منظره را با همه ی جزییاتش به خاطر خواهم آورد. آن روز، به منظره ی پیش رویم ذره ای هم اهمیت نداده بودم. به خودم فکر می کردم. به دختر زیبایی که کنارم قدم بر می داشت، فکر می کردم. به با هم بودن مان و دوباره به خودم فکر می کردم. در آن سن خاص بودم، در آن دوره از زندگی که هر منظره، هر احساس، هر فکری مانند بوم رنگ به خودم بر می گشت و بدتر از آن، عاشق بودم، یک عشق با تمام پیچیدگی هایش. تماشای منظره، آخرین چیزی بود که به ذهنم خطور می کرد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *