معرفی کتاب

معرفی کتاب جنگل نروژی اثر هاروکی موراکامی

جنگل نروژی؛ هاروکی موراکامی

معرفی کتاب جنگل نروژی اثر هاروکی موراکامی: کتاب جنگل نروژی، رمانی نوشته شده توسط هاروکی موراکامی؛ نویسنده و رمان نویس مشهور ژاپنی است که برای اولین بار در سال 1987 به انتشار رسید و در سال های 1998 و 2000 ترجمه های انگلیسی آن، در دنیا پخش شد و به زبان های مختلف دیگر نیز ترجمه شد.

کتاب جنگل موراکامی، نقطه عطف آثار هاروکی موراکامی به حساب می آید. این رمان در فضایی کاملا رئال نوشته شده و ماجرای دو جوانی است که بعد از خودکشی دوست مشترکشان، با تنهایی، ترس و احساساتی متزلزل روزگار خود را می گذرانند و موراکامی، از این دریچه راوی بی سر و صدای افسانه انسان هاست.

در ادامه این مطلب در فروشگاه آنلاین کتاب سراج، قصد داریم تا داستان این رمان زیبا را برای شما بازگو کنیم، با هاروکی موراکامی؛ نویسنده کتاب جنگل نروژی بیشتر آشنا شویم و بخشی از این رمان جذاب را نیز با هم بخوانیم.

 

معرفی کتاب جنگل نروژی

داستان کتاب جنگل نروژی

تورو، دانشجویی جوان و آرام است که در توکیو زندگی می کند و عاشق و شیفته دختری زیبا و باهوش به نام نائوکو است. اما مرگ بهترین دوست آنها در سال ها قبل، تاثیر زیادی بر احساس دو طرفه آنها گذاشته است. تورو با گذشت زمان، خود را به زندگی دانشگاهی، تنهایی و انزوا عادت می دهد اما فشار و مسئولیت های زندگی روزمره نائوکو غیر قابل تحمل می شود. هر په نائوکو بیشتر در دنیای درونی خود فرو می رود، تورو بیشتر به سوی دیگران کشیده می شود و جذب دختری مستقل و بی پروا می شود. رمان جنگل نروژی با نام اصلی چوب نروژی (Norwegian Wood) داستانی گزنده درباره روابط عاشقانه دانشجویی است که مخاطب را با خود در دنیای پر فراز و نشیب و تکرارنشدنی عشق اول می برد.

درباره کتاب جنگل نروژی

بسیاری از افراد معتقدند که فضای این رمان را از حال و هوای دوران دانشجویی خود الهام گرفته است و نوشته است. او این کتاب را به حدی زیبا و دقیق نوشته است که برخی از منتقدان آن را زندگی نامه او می دانند اما موراکامی این موضوع را انکار می کند.

جدا از داستان عشقی نسبتاً پیچیده ای که میان تورو و سایر افراد در جریان است، هاروکی موراکامی به دنبال این است که دو موضوع اصلی را در این داستان به تصویر بکشد. موضوع اول که می توان نام آن را قلب رمان دانست، به تصویر کشیدن مراحل رشد و نمو شخصیت و افکار تورو و سایر شخصیت های داستانی کتاب جنگل نروژی است که هدف اصلی نویسنده بوده و باعث شده تا رمان جنگل نروژی در دسته رمان تربیتی از نظر صاحبنظران قرار بگیرد.

موضوع دوم اینکه جنگل نروژی یک داستان عاشقانه است اما نه یک داستان عاشقانه معمولی. داستانی است درباره بزرگ شدن، زندگی و مرگ. داستانی است که ساده و با احساس روایت می کند. داستانی درباره عشق، احساسات، زندگی، مرگ، هنر، آزادی و مسئولیت پذیری.

 

معرفی هاروکی موراکامی

هاروکی موراکامی، در 12 ژانویه 1949 در کیوتو ژاپن، به دنیا آمد. او یکی از بزرگ ترین نویسنده های ژاپنی است که رمان های بین المللی بسیار زیادی نوشته است و طرفداران زیادی در سراسر جهان دارد.

تولد موراکامی

او در واقع در اواسط قرن بیستم و در زمانی متولد شد که به دوران «رونق کودک» در ژاپن معروف شده بود. در آن دوران که پس از انفجار های هیروشیما و ناکازاکی، برای افزایش نرخ جمعیت، فرزندان زیادی در آن دوران به دنیا آمدند. هاروکی موراکامی، تنها فرزند خانواده بود. پدرش یک کشیش بودایی بود و مادرش نیز دختر یک بازرگان از اوزاکا بود و هر دوی آنها ادبیات ژاپنی را تدریس می کردند.

او از همان دوران کودکی مانند کوبو آبه، به شدت تحت تاثیر فرهنگ غرب و همچنین موسیقی و ادبیات روسیه بود. او با خواندن کتاب های بسیار زیادی از نویسندگان اروپایی و آمریکایی مانند فرانتس کافکا، کوستاو فلوبر، چارلز دیکنز، کورت وونه گات، فیودور داستایوفسکی، ریچارد براتیگان و جک کراوک بزرگ شد و همین تاثیرات بود که باعث شد وی به سمت نویسنده شدن برود.

ازدواج و شروع به نویسندگی

در سال ۱۹۶۸، موراکامی به دانشگاه هنر های نمایشی واسدا رفت و در سال ۱۹۷۱ نیز با همسرش یوکو ازدواج کرد. شغل همسرش از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۱ در یک فروشگاه صفحه های موسیقی بود. موراکامی یک قهوه فروشی و بار جاز در کوکوبونجی توکیو باز کرد که با همسرش آنجا را اداره می کردند. آن ها تصمیم گرفتند بچه دار نشوند. در سال 1981، موراکامی، بار جاز خود را فروخت و به نویسندگی مشغول شد و در سال 1982 اولین کتاب مشهور خود یعنی تعقیب گوسفند وحشی را نوشت. پس از آن نیز آثار بسیار زیادی از خود به جای گذاشت و در حال حاضر نیز 72 ساله است و به همراه همسرش زندگی می کند.

ورزش و ماراتون

موراکامی یک دوندهٔ ماراتن و از علاقه مندان به این ورزش است، هرچند تا ۳۳ سالگی هنوز دویدن را شروع نکرده بود. در ۲۳ ژوئن ۱۹۹۶، او اولین اولتراماراتن خود را که یک مسابقهٔ ۱۰۰ کیلومتری در اطراف دریاچهٔ ساروما در هوکایدو ژاپن انجام داد. او رابطه اش با دویدن را در کتاب خاطراتی به نام وقتی از دویدن حرف می زنم از چه حرف می زنم در سال ۲۰۰۸ بازگو کرده است.

آثار هاروکی موراکامی

 

بخشی از کتاب جنگل نروژی

صاف نشستم و در حالی که مشغول تماشای ابرهای تیره ای شدم که برفراز دریای شمالی گسترده بودند، به همه ی چیزهایی فکر می کردم که در طول زندگی ام از دست داده بودم: زمانی که برای همیشه از دست رفته بود، دوستانی که مرده با ناپدید شده بودند، احساساتی که دیگر هرگز تجربه نمی کردم.

به روش خودم از یک سالی که همراهم بودی، از تو سپاسگزارم. اگر هیچ چیز دیگر را باور نمی کنی، لطفا این را باور کن. این تو نبودی که به من صدمه زدی. من خودم این کار را کردم و این چیزی است که واقعا احساس می کنم. اما در حال حاضر آماده ی دیدنت نیستم. دوست دارم تو را ببینم، ولی برای این دیدار آماده نیستم. لحظه ای که احساس کنم آماده ام، برایت می نویسم. آن زمان شاید بتوانیم یکدیگر را بهتر بشناسیم. همان طور که گفتی،شاید این کاری است که باید انجام دهیم: بهتر شناختن یکدیگر.

هجده سال گذشته بود، اما هنوز می توانستم تک تک جزئیات آن روز را در مرغزار به خاطر بیاورم. حافظه چیز مسخره ای است. زمانی که آنجا به سختی به آن توجه داشتم. هرگز فکر نکردم که آن لحظه، اثری دراز مدت روی من خواهد گذاشت. قطعاً تصورش را هم نمی کردم که هجده سال بعد، آن منظره را با همه ی جزییاتش به خاطر خواهم آورد. آن روز، به منظره ی پیش رویم ذره ای هم اهمیت نداده بودم. به خودم فکر می کردم. به دختر زیبایی که کنارم قدم بر می داشت، فکر می کردم. به با هم بودن مان و دوباره به خودم فکر می کردم. در آن سن خاص بودم، در آن دوره از زندگی که هر منظره، هر احساس، هر فکری مانند بوم رنگ به خودم بر می گشت و بدتر از آن، عاشق بودم، یک عشق با تمام پیچیدگی هایش. تماشای منظره، آخرین چیزی بود که به ذهنم خطور می کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *