معرفی کتاب

معرفی کتاب عامه پسند اثری از چارلز بوکفسکی

کتاب چالرز بوکفسکی

عامه پسند: در این مقاله از سایت کتاب سراج می خواهیم درمورد رمان زیبای عامه پسند برای شما توضیح دهیم. شما می توانید با مطالعه بهترین کتاب های رمان به همین سایت مراجعه کنید. یکی از بهترین کتاب های رمان به قلم چارلز بوکفسکی، می توانیم به رمان عامه پسند اشاره کنیم. این روزها رمان ها طرفداران زیادی پیدا کرده اند و توانسته اند وقت زیادی را از شما بگیرند. اگر به مطالعه کتاب های رمان علاقه مند هستید، پیشنهاد می کنیم سری به کتابفروش انلاین سراج بزنید.

در ادامه می خواهیم درمورد این رمان و داستانی که قرار است برای شما رواین کند برای شما توضیح دهیم. عامه پسند نمونه ای از پرفروش ترین رمان هایی است که تا به امروز توانسته طرفداران زیادی را به سمت خود جذب کند و علاقه مندان به کتاب را افزایش دهد. در این کتاب شما با شیوه جدیدی از نوشتن توسط بوکوفسکی روبه رو خواهید شد.

معرفی کتاب عامه پسند

عامه پسند، یکی از بهترین کتاب های رمان به نویسندگی چارلز بوکوفسکی آمریکایی می باشد. او در کتاب سعی کرده تا با یک لحن طنز آمیز درمورد تمام پوچی های انسان برای شما بگوید. شما با مطالعه این کتاب می توانید شخصیت های متفاوتی را بشناسید و به درون انسان ها پی ببرید. این کتاب به زبان فردی به نام نیکی بلان روایت می شود. او یک کارآگاه است و سعی دارد اطلاعات دقیقی را از زندگی انسان ها به دست آورد.

شما در تمام رمان های پلیسی شاهد کارآگاه های جوان و پرانگیزه ای بوده اید که می توانند در کوتاه مدت به نتیجه برسند. اما در این رمان شما با یک کارآگاه پیر آشنا  خواهید شد که تمام کار خود را براساس شانس جلو می برد و فکر می کند تمام اتفاقاتی که در زندگی برای انسان ها رخ می دهد براساس شانس و عقاید آن ها می باشد، درحالی که در تمام شرایط به این صورت نخواهد بود.

یکی از مهم ترین دلایلی که می تواند روی خرید یک کتاب و تاثیرگذاری آن نقش داشته باشد، می توانیم به نحوه و سبکی است که نویسنده برای نوشتن انتخاب می کند. با توجه به اینکه در این کتاب چارلز تمام نوشته های خود را مطالق افکار و مختص خودش نوشته است و هیچ ترسی از قضاوت دیگران ندارد، توانست مورد استقبال افراد زیادی قرار بگیرد.

همان طور که می دانید چارلز به عنوان یکی از شناخته شده ترین نویسندگانی است که تا به امروز توانسته بهترین آثار خود را در اختیار طرفداران و علاقه مندان به کتاب گذاشته است. او زمانی که تصمیم به نوشتن این کتاب گرفت، به بیماری سرطان خون مبتلا شد و پس از آن تمام دیدگاه او نسبت به زندگی تغییر کرد و نحوه نوشتن خود را تغییر کرد و سعی کرد باز هم مانند بسیاری از آثار خود درمورد فقر و نیازمندی برای مردم بنویسد.

معرفی کتاب عامه پسند  اثری از چارلز بوکفسکیچارلز بوکفسکی نویسنده کتاب عامه پسند

چارلز بوکفسکی، جزء یکی از بزرگ ترین و برجسته ترین نویسندگان آمریکایی است که توانست بهترین آثار خود را در زمان حیات از خودش منتشر کند. کتاب عامه پسند جزء آخرین آثاری بود که از او منتشر شد و پس از با زندگی در دنیا خداحافظی کرد و از دنیا رفت. او در این مدت که مشغول به نوشتن این کتاب بود با بیماری سخت سرطان خون دست و پنجه نرم می کرد ولی موفق شد تا کتاب خود را به پایان برساند. پس از انتشار کتاب خودش به مدت چند ماه تحمل سختی و بیماری از دنیا رفت.

او علاوه بر اینکه در زمینه نویسندگی فعالیت داشت، در برخی مواقع که بیان احساساتش شکوفا می شد، شعر می سرود و به دلیل جذابیتی که داشت همه او را در آمریکا به عنوان یکی از شناخته شده ترین شاعران آمریکا می شناختند. او اوایل که نویسندگی را آغاز کرده بود با نوشتن کوتاه ترین داستان ها و کتاب ها شروع کرد و پس از آن با توجه به اینکه به توانایی و استعداد خود در این زمینه پی برد، توانست بهترین آثار خود را منتشر کند.

اگر می خواهید به توانایی و استعداد او در زمینه نوشتن پی ببریدف پیشنهاد می کنیم کتاب عامه پسند و پس از آن کتاب ساندویچ ژامبون را مطالعه کنید. در ادامه به چند نمونه از بهترین آثار این نویسنده اشاره خواهیم کرد:

  • پستخانه
  • هزار پیشه
  • زن ها
  • هالیوود
  • موسیقی آب گرم
  • ساندویچ ژامبون
  • زیباترین زن شهر
  • داستان های جنون معمولی

بخشی از رمان زیبای عامه پسند

من بااستعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم. یا یک چیز دیگر. ولی دست‌هام چه‌کار کرده‌اند؟ یک‌جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره. دست‌هایم را حرام کرده‌ام. همین‌طور ذهنم را

چیزی که می‌توانم به شما بگویم این است که میلیاردها زن روی زمین زندگی می‌کنند. درسته؟ بعضی‌هایشان خوب‌اند. خیلی‌هایشان زیادی خوب‌اند. ولی گاه‌گداری طبیعت تمام حقه‌هاش را به‌کار می‌بندد تا زنی ویژ بسازد، زنی باورنکردنی، منظورم این است که نگاهش می‌کنی ولی نمی‌توانی باور کنی. همه‌ی حرکاتش مثل موج زیباست و بی‌نقص. مثل جیوه، مثل مار. مچ پایش را می‌بینی، بازویش یا زانویش را. تمامشان در کلیّتی بی‌نقص و باشکوه به‌هم آمیخته‌اند. با چشمانی خندان و زیبا، دهانی خوش‌حالت و لب‌هایی که انگار هرلحظه منتظرند تا به خنده بر درماندگی‌ات باز شود. این‌جور زن‌ها می‌دانند که چطور باید لباس پوشید. موهایشان هوا را به‌آتش می‌کشد.

صبر کردیم و صبر کردیم. همه‌مان. آیا دکتر نمی‌دانست یکی از چیزهایی که آدم را دیوانه می‌کند همین انتظارکشیدن است؟ مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند. انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند، انتظار می‌کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می‌کشیدند تا کاغذتوالت بخرند. توی صف برای پول منتظر می‌ماندند و اگر پولی در کار نبود، سراغ صف‌های درازتر می‌رفتند. صبر می‌کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می‌کردی تا بیدار شوی. انتظار می‌کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق‌گرفتن می‌شدی. منتظر باران می‌شدی و بعد هم صبر می‌کردی تا بند بیاید. منتظر غذاخوردن می‌شدی و وقتی سیر می‌شدی باز هم صبر می‌کردی تا نوبت دوباره به خوردن برسد. توی مطبِ روان‌پزشک با بقیه‌ی روانی‌ها انتظار می‌کشیدی و‌ نمی‌دانستی آیا تو هم جزء آنها هستی یا نه.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *