معرفی کتاب

معرفی کتاب بینوایان اثری ماندگار از ویکتور هوگو

معرفی کتاب بینوایان اثری از هوگو

بینوایان: یکی از بهترین کتاب هایی که در فروشگاه اینترنتی کتاب سراج، شاهد آن هستیم، کتاب بینوایان اثری ماندگار و متفاوت از ویکتور هوگو می باشد. حتما تا به الان در مورد این کتاب و رمان زیبا شنیده اید، این کتاب یکی از بی نظیر ترین رمان هایی است که ویکتور هوگو در سال های عمر خود منتشر کرد.

اگر شما هم جزء آن دسته از افرادی هستند که با  خواندن و مطالعه کتاب ها آرام میگیرید، می توانید بهترین کتاب، یعنی بینوایان را برای مطالعه انتاخاب کنید، این کتاب در این سال ها به عنوان یکی از کاملترین و ماندگار ترین رمان ها رد جهان شناخته شده است. کمتر کسی پیدا می شود که نام این کتاب را نشنیده باشد و یا این که این کتاب را مطالعه نکرده باشد. اگر هنوز این کتاب را مطالعه نکرده اید، در ادامه با ما همراه باشید.

معرفی کتاب بینوایان

رمان زبیای بینوایان که بیش از 17 سال زمان صرف نوشتن آن شد از زبان سوم شخص روایت می شود. شما با خواندن این کتاب متوجه خواهید شد که نویسنده برای این که بتواند با خواننده ارتباط بگیرد، سعی می کند هراز گاهی زمان را به عقب و جلو بکشد. در این کتاب شما با یک اثر تاریخی، راوانشناسی، اجتماعی و عاشقانه روبه رو خواهید بود.

کتاب بینوایان روایت کننده زندگی، مسیو بی ین ونو میری یل می باشد. او پیرمردی است 75 ساله که می توانیم به عنوان شخصیت اصلی داستان از او یاد کنیم. در این کتاب هوگو در مورد تمام خصوصیات و مهربانی های این شخصیت برای شما می گوید، او فردی است که تمام عمر خود را صرف کمک کردن به افراد بینوا می کند.

یکی دیگر از شخصیت های داستان که بعد ها با آن آشنا می شوید، ژآن والژان است. او فردی فقیر است که تمام سعی خود را می کند تا بتواند از طریق دزدی احتیاجات خود را برطرف کند و بچه های خواهر خود را از گرسنگی نجات دهد. او در این داستان بخاطر دزدی که می کند، به 5 سال زندان محکوم می شود.

در ین مدت به دلیل این که ژان والژان تلاش زیادی را برای فرار می کند و هیچ وقت موفق به انجام این کار نمی شود در نهایت به 19 سال زندام محکوم می شود. پس از یان که او از زندان آزاد می شود وارد شهری می شود که میری یل در آنجا زندگی می کند. دراینجا می توان گفت شروع بدبختی های ژان والژان است.

او برای زنده ماندن و برای این که بتواند لقمه نانی به دست آورد تمام تلاش خود را می کند ولی بی فایده است و هیچ کس جوابگوی او نیست، تا این که فردی خانه اسقف را به او نشان می دهد. وقتی ژان والژان به خانه اسقف می رود با روی باز مورد استقبال قرار می گیرد چرا که او فردی مهربان است و تمام تلاش خود را می کند تا بتواند به بینوایان کمک کند.

اما ژان والژان از این همه محبت او ناسپاسی می کند و از خانه اسقف دزدی میکند و در نهایت دوباره او را دستگیر می کنند. در همین میان اسقف ضمانت او را می کند و او را آزاد می کنند. در این داستان هرچه جلوتر می رویم، ویکتور هوگو سعی می کند داستان های زیباتر و جذاب تری را برای خواننده شرح دهد و شروع به نوشتن یک داستان عاشقانه می کند.

مطالبی که گفته شد فقط قسمت کوتاهی از این داستان زیبا بود، شما با مطالعه این کتاب با داستان های جذاب تری روبه رو خواهید شد. در پشت جلد این کتاب می خوانید:

اخلاق، فضیلت، پستی، ستم، رویدادهای تاریخی؛ با ژرف‌اندیشی بررسی می‌شود و تناردیه، فانتین، ماریوس و دیگر قهرمانان کتاب با نظم ویژه‌ای در برابر هم قرار می‌گیرند و اثر جاودانه‌ای می‌آفرینند. اگرچه بینوایان از عشق‌های خیال‌انگیز سرشار است، اما جلوه واقع‌بینانه زندگی مردم معاصر ویکتور هوگو در آن، کاملا دیده می‌شود.

معرفی کتاب بینوایان اثری ماندگار از ویکتور هوگو

درمورد ویکتور هوگو

ویکتور ماری هوگو متولد 26 فوریه سال 1802 در فرانسه متولد شد، ویکتور هوگو به عنوان یکی از بهترین و مشهور ترین نویسندگان، نمایشنامه نویسان، شاعران در زمان خودش بود. او در مدت سال های عمر خود آثار زیادی را از خود خلق کرد و توانست محبوبیت بسیار زیادی را در بین مردم به دست آورد.

ویکتور هوگو به قدری توانسته بود در بین مردم معروف شود و نوشته هایش مورد بازید و استقبال قرار بگیرد که تمام داستان هایش به چندین زبان روز دنیا ترجمه میشد و در اختیار مردم قرار می گرفت. هوگو در مدت زندگی خود سال های زیادی را سختی کشیده و در همان کودکی به دلیل جدایی مادرش از پدرش، فرزند طلاق شد.

علاقه شدید ویکتور هوگو به نوشتن، باعث شد که او نویسندگی را پیش بگیرد و در این مسیر بسیار موفق ظاهر شد. او از سن 15 سالگی نوشتن را در زمینه رمان و شعر آغاز کزد و توانست در بین مردم مورد استقبال قرار بگیرد و همه او را تشویق می کردند.

او در این مدت سعی کرد تا بهترین و جذاب ترین آثار را از خود خلق کند که یکی از معروف ترین و محبوب ترین آثار که از خود برجای گذاشت، رمان زیبای بینوایان بود. او در سن 60 سالگی شروع به نوشتن این کتاب کرد. این کتاب به عنوان آخرین و کاملترین رمان از نظر ویکتور هوگو بود.

کتاب بینوایان به قدری زیبایی داشت که بسیاری از کارگردان ها در مورد آن نوشتند و فیلم ها و تئاتر های زیادی در این زمینه اجرا شد. این رمان وقتی که روی صحنه رفت، افراد زیادی برای دیدن آن صف کشیدند. چرا که این داستان به خوبی می تواند مفهوم عشق، دوستی، فقر، بی نیازی را برای خواننده به تصویر بکشد. در سال 2013 این فیلم سینمایی ساخته شد و به عنوان یکی از بهترین آثار ویکتور هوگو روی پرده رفت و موفق به کسب جوایز ویژه ای شد.

معرفی کتاب بینوایان اثری ماندگار از ویکتور هوگوبخش کوتاهی از کتاب زیبای بینوایان

در یکی از نخستین روزهای ماه اکتبر ۱۸۱۵، تقریبا یک ساعت پیش از غروب آفتاب، مردی که پیاده سفر می‌کرد، داخل شهر کوچک دینی می‌شد. سکنه کمیابی که در آن لحظه جلو پنجره‌شان، یا بر آستانه خانه‌شان بودند، این مسافر را با یک نوع اضطراب می‌نگریستند. مشکل بود که راهگذری با ظاهری فلاکت‌بارتر از این دیده شود.

این، مردی بود میانه بالا، چهارشانه، تنومند، در کمال سن. ممکن بود چهل و شش یا چهل و هشت سال داشته باشد. کلاهی با آفتاب‌گردان چرمی متمایل به پایین، قسمتی از چهره سوخته شده از تابش آفتاب و وزش باد و خیس شده از عرقش را می‌پوشاند. پیراهنش از متقال درشت زرد، بسته شده به گردنش با لنگر کوچکی از نقره، سینه پشم‌آلودش را نمایان می‌گذاشت.

کراواتی داشت به شکل طناب، به گردن پیچیده؛ شلواری از کتان آبی مستعمل و از هم گسیخته، یک زانویش سفید، زانوی دیگرش سوراخ؛ نیم‌تنه کهنه‌ای خاکستری رنگ و پاره پاره، وصله خورده به یک آرنج با ماهوت سبز دوخته شده با ریسمان؛ بر پشت یک توبره سربازی، کاملا انباشته، به خوبی مسدود، و بسیار نو؛ بر دست چوبدستی بزرگ گرده‌دار؛ پاها بی‌جوراب در کفش‌هایی نعل‌دار؛ سر چیده شده، و ریش، بلند.

هرگز نه از دزدان بترسیم، نه از آدمکشان. این‌ها خطرات بیرونی‌اند، خطرات کوچکند. از خودمان بترسیم. دزدان واقعی، پیش‌داوری‌های ما هستند؛ آدم‌کشان واقعی نادرستی‌های ما هستند. مهالک بزرگ در درون مایند. چه اهمیت دارد آنچه سرهای ما را یا کیسه پولمان را تهدید می‌کند! نیندیشیم جز در آنچه که روحمان را تهدید می‌کند.

یکشنبه شبی، موبو ایزابو، نانوای میدان کلیسا در فاورول، برای خفتن مهیا می‌شد که ناگهان صدای ضربت سختی را که بر در آهنی شیشه‌دار جلو دکانش وارد آمد، شنید. به موقع پشت در رسید و دید که یک دست و بازو از میان سوراخی که بر در آهنین و بر شیشه ایجاد شده بود به درون آمده است. دست نانی برداشت و برد. ایزابو شتابان بیرون آمد. دزد با همه قوت پاهایش می‌گریخت. ایزابو دنبالش دوید و دستگیرش کرد. دزد، نان را دور انداخته بود. اما دستش هنوز خون‌آلود بود. این، ژان والژان بود.

با شرافت از دسترنج خود زیستن، چه نعمت آسمانی!  از بازگشتن یک فکر به مغز، به آن اندازه می‌توان جلوگیری کرد که از بازگشتن آب دریا به ساحل بتوان جلو گرفت. برای ملاح، این، جزرومد نامیده می‌شود؛ برای گناهکار، پشیمانی نام دارد. خدا، جان را مانند اقیانوس می‌شوراند.

کوزت بالا می‌رفت، پایین می‌آمد، می‌شست، پاک می‌کرد، چنگ می‌زد، می‌روفت، می‌دوید، جان می‌کند، نفس‌نفس می‌زد، چیزهای سنگین را جابه‌جا می‌کرد، و با آنکه بسیار ضعیف بود، کارهای بزرگ و دشوار انجام می‌داد. نسبت به او هیچ رحم در کار نبود؛ خانمی بیدادگر و آقایی زهرآگین داشت. شیرکخانه تناردیه به منزله دامی بود که کوزت در آن افتاده بود و می‌لرزید. حد اعلای فشار به وسیله این خدمتگزاری مخوف صورت حقیقت به خود گرفته بود. طفلک چیزی بود مثل مگس در خدمت عنکبوت‌ها.

یک دختر بچه که عروسک نداشته باشد تقریبا به همان اندازه بدبخت و به طور کلی همچنان ممتنع است که یک زن بچه نداشته باشد. پس کوزت هم از شمشیر عروسکی ساخته بود.

1 دیدگاه در “معرفی کتاب بینوایان اثری ماندگار از ویکتور هوگو

  1. عرفان گفت:

    با سلام و خسته نباشید به تمام سراج بوکی ها
    به نظر من ویکتور هوگو یکی از بهترین نویسنده هایی که اصن نمیشه براش حرفی زد. کتاب بینوایان بهترین رمانی بود که من خوندم.
    ممنون از مطلب ها و مقاله های زیبایی که منتشر میکنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *