معرفی کتاب

معرفی کتاب انسان در جستجوی معنا اثر ویکتور فرانکل

انسان در جستجوی معنا؛ ویکتور فرانکل

معرفی کتاب انسان در جستجوی معنا اثر ویکتور فرانکل: کتاب انسان در جستجوی معنا، یکی از مهم ترین و تاثیر گذار ترین آثار روانشناسی در جهان است که توسط دکتر ویکتور فرانکل، نویسنده و روانشناس اتریشی است. این کتاب برای اولین بار و با زبان آلمانی در سال 1946 منتشر شد. ترجمه به انگلیسی این کتاب نیز تا سال 1959 انجام گرفت و این کتاب در آمریکا و تمام کشور های جهان منتشر شد.

جندین دهه پیش، یک نظر خواهی در فرانسه انجام شد که در آن 89% از افراد معتقد بودند که در زندگی انسان به یک «چیز خاص» نیاز دارد که برای آن زندگی کند و 61% این افراد هم تاکید داشتند که برای شخص یا چیزی در زندگی حاضر به مردن هم هستند! دکتر ویکتور فرانکل بعد از مشاهده این نتیجه، یک نظرسنجی مشابه در دفتر خود انجام داد و با همین نتیجه روبرو شد. کتاب انسان در جستجوی معنا در واقع نتیجه زندگی ویکتور فرانکل می باشد.

در ادامه این مطلب در وب سایت سراج بوک؛ مرجع خرید اینترنتی کتاب، قصد داریم تا این کتاب را با هم بررسی کنیم، با ویکتور فرانکل بیشتر آشنا شویم و بخشی از کتاب را نیز بخوانیم.

 

معرفی کتاب در جستجوی معنا

کتاب انسان در جستجوی معنا (Man’s Search for Meaning) در سال 1946 برای اولین بار و به زبان آلمانی منتشر شد و نسخه انگلیسی آن نیز در 1959 به انتشار رسید. این کتاب یکی از بهترین نثر های ادبی در ادبیات روانشناسانه است و روایت زندگی و نجات یافتن دکتر ویکتور فرانکل در اردوگاه کار اجباری رژیم نازی را بازگو می کند. فرانکل در این کتاب ابتدا خاطراتش از آشویتس را بازگو می کند و سپس تلاش ها و راهکارهایش برای زنده ماندن را توضیح می دهد.

ویکتور فرانکل در مدت زمانی که در نیروگاه آشویتس زندانی بود، پدر، مادر، همسر و برادرش را از دست داد بنابراین به گفته خودش «درد از دست دادن» را می فهمد. او در کتاب انسان در جستجوی معنا سعی می کند تا با بیان دردهایش به خواننده بفهماند که چطور می توان زیر بار این حجم از رنج زنده ماند.

بخش های مختلف کتاب انسان در جستجوی معنا

کتاب انسان در جستجوی معنا، در دو بخش کلی، نوشته شده است. در بخش اول، خاطرات فرانکل را می خوانیم. از زمانی که در اردوگاه های اجباری نازی در آشویتس بود و در آنجا پدر، مادر، همسر و برادرش را از دست داد. بعد از این، بخش دوم کتاب شروع می شود. در بخش دوم فرانکل، درباره مکتب تخصصی دکتر فرانکل، یعنی لوگوتراپی یای معنا درمانی را توضیح می دهد.

فرانکل در بخش دوم می گوید:«من تردید دارم که پزشکی بتواند پاسخی به این پرسش بدهد که معنای زندگی هر فرد چیست؟ به این خاطر که معنای زندگی، از فرد به فرد، روز به روز، ساعت به ساعت در تغییر است. از این رو، آنچه مهم است این است که بدانیم، معنای زندگی افراد یک چیز ثابت نیست و ممکن است در یک لحظه، تغییر کند، و ما باید این اهداف را به خوبی در زندگی خود بشناسیم. در واقع وجود انسان هیچ معنای انتزاعی که انسان باید عمر خود را صرف آن کند نیست، بلکه یک وظیفه و رسالت است که باید به آنها تحقق ببخشیم.»

چرا باید کتاب انسان در جستجوی معنا را بخوانیم؟

همانطور که گفته شد، تعداد بسیاری از افراد در جهان، معتقدند که انسان در زندگی خود، «چیزی» دارد که دوست دارد، زندگی خود را صرف آن کند و حتی برای آن جان بدهد. خواندن کتاب انسان در جستجوی معنا، یکی از کتاب هایی است که به شما کمک می کند تا بتوانید این هدف یا به اصطلاح دکتر فرانکل، معنا را در زندگی خود بیابید و بتوانید شرایط خاص در رسیدن به مقصد مورد نظر خود را پیدا کنید.

 

معرفی ویکتور فرانکل

ویکتور امیل فرانکل؛ روانشناس، عصب شناس و نویسنده اتریشی است که مفهوم معنا درمانی یا لوگوتراپی را به وجود آورد. فرانکل در 26 مارس 1905 در وین و در کشور اتریش به دنیا آمد. او دکترای پزشکی خود را در سال 1931 و دکترای فلسفه خود را در سال 1948 در دانشگاه وین گرفت و در زندگی به عصب شناسی و روانشناسی مشغول شد.

شهرت فرانکل

پس از اتفاقات نظر سنجی در فرانسه و نظرخواهی مشابه در دفتر خود، به معنا درمانی رسید و کتاب انسان در جستجوی معنا را نوشت. این کتاب، روایت تجربیات او در دوران فاجعه بار اسیری در اردوگاه های کار اجباری نازی در آشویتس و پی بردن به اهمیت معنای زندگی در شرایط سخت کمی باشد.

پس از پایان جنگ جهانی

او بعد از پایان جنگ جهانی دوم و بازگشت به کشور خود، ریاست بخش اعصاب بیمارستانی در وین را به عهده گرفت و به مقام استادی دانشگاه در رشته عصب‌شناسی و روان‌پزشکی رسید. در سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ استاد دانشگاه بین‌اللملی سن دیگو بود. نظریه معنا درمانی اش را در میان روان‌شناسان و روان‌پزشکان پیروان زیادی دارد. فرانکل در سپتامبر ۱۹۹۷ در سن ۹۲ سالگی در وین درگذشت.

آثار ویکتور فرانکل

 

بخشی از کتاب انسان در جستجوی معنا

وقتی منتظر نوبت دوش گرفتن بودیم، متوجه عریانی خودمان شدیم: بدون موهایمان، واقعاً چیزی جز پیکرهای برهنه‌مان نداشتیم. آنچه از ما باقی‌مانده بود به معنی واقعی کلمه، وجود عریانمان بود. به‌عنوان رابطه‌ای عینی با زندگی‌های گذشته‌مان، چه چیز دیگری برای ما باقی‌مانده بود؟

برای من عینک و کمربندم مانده بود که این دومی را بعدها مجبور شدم با تکه‌ای نان معاوضه کنم. برای صاحبان فتق بند هیجان بیشتری در انتظارشان بود. آن شب زندانی ارشدی که مسئول آلونک ما بود با یک سخنرانی به ما خوش‌آمد گفت و قول شرف داد که کسانی که پول یا اشیاء قیمتی به فتق بندشان دوخته‌اند را شخصاً «از آن تیر سقف» (و آن را نشان داد) به دار می‌آویزد و با افتخار اعلام کرد که به‌عنوان ساکن ارشد، قوانین اردوگاه این حق را به او می‌دهد.

تا جایی که به کفش‌ها مربوط می‌شد، قضیه به همین سادگی نبود. اگرچه قرار بود آن‌ها را نگه‌داریم، ولی به هر جهت آن‌هایی که کفش‌های نسبتاً سالم و خوبی داشتند مجبور بودند آن‌ها را تحویل بدهند و در عوض کفش‌هایی دریافت کنند که اندازه‌شان نبود. درعین‌حال، مخمصه‌ی واقعی در انتظار آن عده از زندانیان بود که در اتاق انتظار به نصیحت مشفقانه‌ی زندانیان قدیمی‌تر گوش کرده بودند و ساقِ نیم چکمه‌های خودشان را بریده و برای پوشاندن این خرابکاری، به لبه‌ی بریده‌شده صابون مالیده بودند.

مثل این بود که مأموران اس اس فقط منتظر چنین عملی بودند. تمام افرادی که در مظان اتهام این جرم بودند باید به اتاقی در جوار کلبه ما می‌رفتند. بعد از مدتی ما دوباره صدای شلاق و فریاد ناشی از دردِ شکنجه را می‌شنیدیم. این بار خیلی بیشتر طول کشید.

بنابراین آن خیال خامی که بعضی از ما هنوز هم در سر می‌پروراندیم یکی بعد از دیگری نابود شد و بعد، به‌صورتی کاملاً غیرمنتظره، طنزی سیاه و شوم بر وجود خیلی از ما غلبه کرد.

ما می‌دانستیم که به‌غیراز زندگی‌های مسخره و عریانمان چیزی برای از دست دادن نداریم. وقتی دوش‌ها شروع به شریدن می‌کردند، با تمام وجود سعی می‌کردیم مسخره‌بازی دربیاوریم و هم از خودمان و هم از یکدیگر مایه بگذاریم. از همه‌چیز گذشته، آب واقعی از دوش‌ها بیرون می‌آمد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *