معرفی کتاب

معرفی رمان ابله اثر فئودور داستایوفسکی

رمان ابله، فئودور داستایوفسکی

معرفی رمان ابله اثر فئودور داستایوفسکی: ابله، نام یکی از معروف ترین رمان های فئودور داستایوفسکی است که در سال 1868 در روسیه چاپ شد. برخی از افراد ابله را بهترین اثر داستایوفسکی و شاهکار ادبیات روسیه می نامند. این کتاب، نخستین بار در سال 1887 به زبان انگلیسی برگردانده شد؛ همچنین در سال 1333 هجری شمسی، برای اولین بار به زبان فارسی ترجمه شد و بهترین ترجمه از این کتاب نیز توسط سروش حبیبی در سال 98 به چاپ رسید.

خاص بودن رمان ابله از یک جهت بسیار به چشم می آید و آن نیز توصیف لحظاتی است که یک فرد محکوم به اعدام، از سر می گذراند. لحظاتی که از زبان شخصیت اصلی کتاب بیان می شود و در واقع ناشی از تجربیات خود داستایوفسکی است.

در ادامه این مطلب در فروشگاه آنلاین کتاب سراج؛ قصد داریم تا با هم داستان این کتاب و نویسنده خوش آوازه آن را معرفی کنیم و بخشی از کتاب را با یکدیگر بخوانیم.

 

معرفی رمان ابله؛ شاهکار ادبیات روسیه!

ابله (The Idiot) یکی از معروف ترین آثار داستایوفسکی است. البته خوانندگان این کتاب، آن را به دو شکل تعریف می کنند. دسته از افراد باور دارند که این کتاب زیبا ترین کتاب داستایوفسکی است و آن را شاهکار ادبیات تاریخ روسیه می دانند و برخی دیگر از افراد نیز ابله را، داستانی به هم ریخته و نه چندان زیبا می دانند.

داستایوفسکی نوشتن این کتاب را زمانی شروع کرد که به خاطر فرار از بدهی های خود به همراه همسرش در سوییس زندگی می کرد. آنها زندگی بسیار فقیرانه ای داشتند و چندین بار نیز مجبور شدند به علی نداشتن اجاره خانه، محل زندگی خود را تخلیه کنند. وی در زمان نوشتن این کتاب از شرایط روحی مناسبی برخوردار نبود و همچنین به قمار نیز اعتیاد پیدا کرده بود. در همان دوران و در سال 1868، کتاب ابله را چاپ نمود.

رمان ابله بلافاصله پس از منتشر شدن، مورد استقبال قرار نگرفت و بسیاری از خوانندگان معتقد بودند که رمان از ساختار و یک پارچگی خوبی برخوردار نیست. خود فئودور داستایوفسکی نیز این ویژگی را انکار نمی کرد. وی در این باره گفته که بدون مطرح و پرداخت قبلی به رمان، آن را نوشته و سپس به آن پر و بال داده است تا ببیند به کجا می رسد.

داستایوفسکی در نامه ای به «نیکلای استراخف»، منتقد روسی نوشت: “بسیاری از بخش های رمان عجولانه نوشته شده است. بخش زیادی از آن نیز به شدت پخش و پلا است. اما بخش هایی از کتاب، واقعا خوب در آمده اند. من پشت رمانم نمی ایستم، ولی پشت ایده ام برای اینگونه نوشتن ایستاده ام.” «گری سال مورسون» نویسنده و منتقد ادبی آمریکایی درباره کتاب ابله، گفته است: “ابله تمامی استاندارد های نقد ادبی را نقض کرده است؛ اما به گونه ای، به عظمت واقعی دست یافته است.”

ابله داستان جوانی به نام پرنس میشکین، پسر یک خانواده اصیل و ثروتمند است که ورشکست شده اند. میشکین که به بیماری صرع مبتلا می باشد، پس از گذراندن اقامت طولانی اش در سوئیس؛ برای معالجه در حال بازگشت به کشور خودش است. او قصد دارد نزد تنها حامیان و آشنایانی که در روسیه دارد، یعنی ژنرال آپانچین و همسرش برود. بیماری روانی وی باعث شده است میشکین به لحاظ روحی دچار عدم ثبات شود و رفتار های دیوانه وار داشته باشد. او در قطاری که در آن سوار است با راگوژین آشنا می شود. راگوژین از عشق خود نسبت به زنی به نام آناستازیا فیلیپوونا، زنی بسیار زیبا و عجیب که در ادامه داستان ماجرا های عاشقانه زیادی را رقم می زند، می گوید.

داستایوفسکی، شخصیت پرنس میشکین را به گونه ای ترسیم کرده که انگار قصد دارد تامسیح را در آن دوران و در زمانه ای پر از آلودگی زنده کند. قهرمان داستان با همه سادگی اش، وارد فضای عجیب و آلوده سنت پترزبورگ می شود؛ شهری که پر از چالش های بزرگ برای اوست.

از این رمان زیبا، اقتباس های سینمایی و تلویزیونی بسیار زیادی شد. اولین آنها فیلم درام «ارواح سرگردان» بود که در سال 1921 در آلمان ساخته شد. بعد از آن نیز در فرانسه فیلم عشق جنون آمیز (L’Amour Braque) ساخته شد که فیلم نامه آن برداشت آزادی از رمان ابله بود و نامزد چندین جایزه شد.

در روسیه نیز با الهام از ابله آثار زیادی خلق شده که معروف ترین آنها فیلم کمدی داون هاوس و سریال تلویزیونی ابله است. فیلم Down House افتخارات زیادی کسب کرد و طرفداران زیادی دارد و سریال ابله نیز به دلیل وفاداری به متن رمان، علاقه مندان زیادی در سراسر جهان را مجذوب خود کرد.

 

معرفی فئودور داستایوفسکی؛ نویسنده بزرگ اما پریشان روسی!

فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی در 11 نوامبر 1821 به دنیا آمد و در 29 ژانويه 1881 نیز درگذشت. او یکی از بزرگترین و مشهور ترین نویسنده ها و رمان نویس های روسی بود که به سبک سورئالیست کتاب های خود را می نوشت. او همچنین یکی از بزرگترین نویسندگان روان شناختی جهان به حساب می آید. او در تاریخ 22 آوریل 1849 به اتهام براندازی حکومت دستگیر و محکوم به اعدام شد. حکم اعدام او در تاریخ 19 دسامبر مشمول تخفیف شد و به 4 سال زندان در سیبری و سپس به خدمت در لباس سرباز ساده تغییر یافت.

فئودور داستایفسکی را در تاریخ 22 دسامبر 1849 به مراسم اعدام جعلی بردند. در این مراسم کشیشی ارتدکس از او و زندانی های دیگر خواست که به خاطر گناهانشان از خداوند طلب بخشش کنند و سپس پارچه ای مشکی روی سر آنها گذاشتند. در آخرین لحظات این مراسم اعدام ساختگی طبل های نظامی به صدا در آمد و جوخه آتش که سلاح های خود را به سمت آنها نشانه گرفته بودند تفنگ های خود را زمین گذاشتند. داستایفسکی سال ها بعد در جایی گفت : «به خاطر ندارم که در هیچ لحظه دیگری از عمرم به اندازه آن روز خوشحال بوده باشم.» داستایفسکی در زمان تبعید و زندان به حملات صرع دچار شد که تا آخر عمر نیز گرفتار آن بود.

آثار فئودور داستایفسکی عبارتند از :

 

در بخشی از رمان ابله می خوانیم:

عاقبت به او توصیه کردم به جای آنکه تلی از طلا را بیهوده در خاک دفن کند آن را ذوب کرده و با آن تابوتی طلایی برای کودک یخ‌زده‌اش بسازد و بچه‌اش را از خاک بیرون آورده در آن تابوت بگذارد. انگار ساریکوف این شوخی مرا با اشک‌هایی که نشانه‌ی حق‌شناسی‌اش بود پذیرفت و فورا برای اجرای این طرح به راه افتاد. من هم تفی از سر نفرت انداختم و رفتم. وقتی که به خودم آمدم کولیا گفت که اصلا نخوابیده‌ام و تمام مدت درباره‌ی ساریکوف با او صحبت می‌کرده‌ام. لحظاتی بود که دچار غم و اندوه شدیدی می‌شدم به همین دلیل کولیا هنگام رفتن نگران من بود. وقتی از جا برخاستم در را پشت سر او قفل کنم ناگهان تابلویی را که در خانه‌ی راگوژین دیده بودم به خاطر آوردم. این تابلو در دلگیرترین اتاق او و بالای سردر آویخته شده ‌بود. آن را هنگام عبور از آن‌جا به من نشان داد، فکر می‌کنم پنج دقیقه به تماشای آن ایستاده بودم. از نظر هنری چیز قابل توجهی نبود اما اضطراب و ناراحتی غریبی در من ایجاد می‌کرد.

«تصویر متعلق به حضرت مسیح بود که تازه از صلیب پایین کشیده شده بود. من معتقدم که نقاشان یا تصویر مسیح را هنگامی که بر صلیب کشیده شده نقاشی می‌کنند یا وقتی از صلیب پایین آورده می‌شود… »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *